«اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» بخودی خود فرونپاشید؛ چنانچه زمینه های ناکارآمدی سیاسی و اختسادی آن که ریشه در رهبری و دستگاه دیوانسالاری ناکارآمدِ پس از پایان جنگ جهانی دوم در دوران «ژوزف استالین» داشت و پس از مرگ وی با روی کار آمدنِ چُخ بختیاری گنده گوز به نام «نیکیتا خروشچف» و چرخش به راستی که زیر پوشش «انتقاد از استالین» بر بنیادی نابجا با بهره وری بخت چویانه (اپورتونیستی) وی و همپالکی هایش در کنگره ی بیستم «حزب کمونیست اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» از ناخشنودی گسترده ی توده های مردم از روز و روزگارِ ناگوارِ اختسادی ـ هازمانی در آن کشور پهناور آغازید و ناکارآمدی های ریشه دار را گسترش و شتاب فزاینده ای بخشید، نادیده بگیریم، کوبشی فرجامین برای از هم پاشاندن نخستین کشور رنجبران و زحمتکشان جهان با کودتایی که هنوز هم چند و چون آن بدرستی کاوش و بررسی نشده در کار بود.
شایان یادآوری است که اندک زمانی پیش از آن کودتا بیش از ۷۶⸓ همان مردم رویهمرفته ناخشنود، در همه پرسی سراسری انجام شده در مارس ۱۹۹۱ ترسایی، به پا برجا ماندن «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» با همه ی کمی ها و کاستی های آن رای داده بودند؛ رایی تاریخی که فراقانونی بودن آن کودتا را ـ با آنکه کودتا در بنیاد خود، همواره و همه جا کاری فراقانونی است ـ را پررنگ تر نموده، ننگی تاریخی برای کودتاگران که رژیم همچنان سردرگم کنونی روسیه که به «چوبی دو سر گُه» می ماند، دنباله ی آن است.
فیلم گواهمند پیوست۱ بی پرداختنی آنچنان به نخش این و آن، تنها چند و
چون آن کودتا را در ۱۷ـ ۱۸ دقیقه ی پایانی آن بگونه ای نارسا نشان می دهد؛ کودتایی
که با انگیزش و پیشگامی
«بوریس یلتسین» با
گفتگوهای پنهانی با مِهتَرهای جمهوری «روسیه سپید» (بلاروس) و اوکراین در هفتم
دسامبر ۱۹۹۱ زیر فرنام ساختگی «آمایش گاز روسیه» میان آن سه تن که در روستایی
دوردست گردِ هم آمده بودند، آغازید و روز پس از آن، بی هیچ پرداختن به چند و چون همداستانی
شان با یکدیگر، پدیداری ساختاری با فرنام «کشورهای همسود» یا بزبان پارسی
تازی گزیده: «کشورهای مشترک المنافع» («Commonwealth of Independent State»)
که پیش تر پیمان نامه ی آن را دستینه نموده بودند بجای «اتحاد جمهوری های شوروی
سوسیالیستی» به آگاهی رسانه ها رسانده شد و پرسش های بسیاری از چرایی و چگونگی
انجام چنان کودتایی فراقانونی برانگیخت که هنوز بی پاسخ مانده اند. برای آدمی چو
من ـ هر آدمی ـ که چنین چالش هایی را با باریک بینی درخور پی می گیرد و می کاود،
بخودی خود روشن است که رژیم کنونی همچنان مافیایی روسیه در لاپوشانی هستینگی
(واقعیت) های به تاریخ پیوسته، ولی همچنان زنده، نخش داشته و دارد؛ رژیمی که
از سویی روی شانه های پَت و پَهن «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» زیستِ خود
را پی می گیرد و همزمان با لاس خشکه زدن و کوشش های گاه جانکاه برای بند و بست با
امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها، شمار همچنان فزاینده ای
از ارواح مَشک شان: «کارآفرین خودساخته» پرورش می دهد۲ و از سوی دیگر، مردان جوان و میانسالی بیش تر وامانده ی پیامدهای سخت ناگوار
پس از فروپاشیِ کشوری پهناور و سر برآوردن یکشبه ی میلیاردرهای دیوانسالار و تبهکارانی
با نام پوششی «کارآفرین»، ناگزیر از پیشانی های جنگ سر درمی آورند که گویا "مام
میهن" و "دین و آیین" خود را از گزند دشمنان پاس دارند.۳ بده بستان هایی سودمند، ولی شکننده، ناپایدار و همراه
با کوته بینی که نیروهای امپریالیستی به سرکردگی «یانکی»
ها و برادران تخمِ سگِ انگلیسی شان، گُوه های نیرومند خود برای شکافت بیش تر آن را
بکار گرفته اند. به همه ی این ها که در دل پرسش یاد شده می گنجند، در اینجا پبیش
تر نپرداخته و تنها پرسش برجسته و همچنان ناروشن دیگری را در میان می نهم:
آیا در این کودتای پلید که با
دستینه نمودن پیمانی از سوی تنها سه تن از سران جمهوری های بهم پیوسته در
کالبد «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» بگونه ای پنهانی و دور از چشم نه تنها
توده های مردمِ نخستین کشور زحمتکشان جهان که سایر سران جمهوری ها به فرجام رسید و
همه را انگشت بدهان و گیج و گول بر جای نهاد، نیروهای امپریالیستی نخشی نداشتند؟ بگمانم بسیار نخش داشتند؛ ولی کم
و بیش هیچ چیز درباره ی آن روشن نیست؛ با این همه گفته ی «میخاییل گورباچف»، این نماد
خَریّت در تراز جهانی۴ رو
به یکی از نزدیک ترین دیوانسالارش، اندکی پیش از کودتا که در فیلم گواهمندِ پیوست نیز بازتاب یافته: «ما داریم بسوی کشور تازه ای پرواز می کنیم
...» از دید من، گویای آگاهی پیشاپیش وی از کودتای در دست انجام بوده و گمانه
ی همدستی نزدیک با «یانکی» ها و انگلیسی ها و دست اندر کار بودن این دو کشور که
نخش پلیدی در جهان داشته و دارند را نیرومندتر می کند.
برپا، زنده و پایدار باد همبستگی همه ی خلق ها و ملت های جهان در راه دستیابی به هازمانی آدموار بی هیچگونه بهره کشی آدمی از یکدیگر!
ب. الف. بزرگمهر ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۴
پی نوشت:
۱ ـ بنگرید به «چگونه هرج و مرج ۱۹۹۱ به رویدادهای دراماتیک و چرخشی پیش بینی نشده انجامید»
۲ ـ «۱۵ میلیاردر تازه در روسیه» برگرفته از «آرتی» ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴
۳ ـ «چرا ارتش روسیه به کشیش های بیش تری نیارمند است؟» برگرفته از «آرتی» یکم فوریه ۲۰۲۵
۴ ـ اگر زمانی در آینده قرار باشد نمادی از خَریّت در تراز جهانی ساخته شود، «گوربی» با گوش هابی بزرگ و کفتری ریده بر پیشانی اش شایسته ترین نامزد آن است.
برگرفته از یادداشتِ «نمادی از خَریّت در ترازِ جهانی» ب. الف. بزرگمهر نهم شهریور ماه ۱۴۰۱